بانوی
آبی پوش من
همسـفر خاموش مـن بانــوی آبی پوش مـــن
ترانه های دردتو زمزمه کن در گوش من
من و تو هر دو عاشقیم هر دو به یک درد مبتلا
حرفی بزن صدا بشه این گریه های بی صدا
منتظر کدوم شبی شب طلوع ما گذشت !
برای تعریف قفس فصل پرنده ها گذشت
همسفر خاموش من بانوی آبی پوش من
ترانه های دردتو زمزمه کن در گوش من
برای تو اینجا که نیست جز دل من فریاد رسی
همسفر تنهای من تو چشم به راه چه کسی ؟

بیا هراستو بده به جرات حرفای من
بخون که من منتظرم برای هم غزل شدن
همسفر خاموش من بانوی آبی پوش من
ترانه های دردتو زمزمه کن در گوش من
برای تو اینجا که نیست جز دل من فریاد رسی
همسر تنهای من تو چشم به راه چه کسی ؟
بیا هواستو بده به جرات حرفای من
بخون که منتظرم برای هم غزل شدن
همسفر خاموش من ..................
بانوی آبی پوش من
سلامي به خنكاي باد خزان

سلام به همه شما دوستاي عزيزم
خوشحالم كه دوباره تو سرزمين لاجوردي مينويسم
اونم توي پاييز و ماه مهر
ماه تولد خودم!
آره بعد از مدتها برگشتم
5 ماه دوري از خانه و خانواده و شهر.
تو جزيره!
تجربه بدي نبود
حالا واسه يه ماهي اومدم باشم كنار شما
تو اين مدتي كه نبودم شايد خيلي چيزا اتفاق افتاد كه اگه بودم دربارش مينوشتم
يكي از اونا؛ قهرماني اس اس تو جام حذفي بود


دست همه بروبچ خصوصا وحيد طالب لو و ژنرال و البته فيروزخان كريمي درد نكنه كه اين قهرماني رو واسمون به ارمغان آوردن
داش علی منصوریان هم خداحافظی کرد
اسوه غیرت و تعصب


ایشالله هر جا هست خدا بهمراهش
لنگيا هم كه داشتن بخاطر مساوي با تاج آسيا جشن قهرماني بپا ميكردن
عيب نداره دست خودشون نيست
ديروز هم كه اس اس 5 تا زد
ايشالله پيش بسوي قهرماني
ايتاليا هم كه متاسفانه تو جام ملتها نتونست كاري از پيش ببره
اما چلسي . . .
دم آبرا گرم كه مثل خودم عاشق مربي هاي جنجاليه!
بعد ار خوزه، اسكولاري جنجاليترين موردي بود كه ميتونست بياد چلسي كه خوشبختانه همينطور هم شد
و خدا رو شكر كه تونست اعجوبه بريتانيا فرانك لمپارد رو هرجور شده نگه داره
شك نكنين امسال چلسي قهرمان ليگ برتر و ليگ قهرمانانه
اما توي مدتي كه نبودم از تموم بروبچ كه همه جوره با كامنتها و كمكهاشون منو تنها نذاشتن ممنونم
ايشالله جبران كنيم
خب ديگه مثل اينكه ايندفعه زيادي حرفيدم
چون من زياد تو سرزمين لاجوردي رسم ندارم بحرفم مگر موارد خاص!
سرزمين لاجوردي جاي صحبتا و شعرها و متناي عاشقانه،عارفانه و البته به رنگ ناب لاجورديه
حالا واسه اينكه از اين جو خارج بشيم تو ادامه مطلب يه مطلب عاشقانه ميذارم
حتما بخونين؛خيلي زيباست
تقديم بهمه اونايي كه عاشقن و به عشقشون عشق و مهر ميورزن
ادامه مطلب...
سلام به همه دوستای عزیز
از همتون بخاطر کامنتهای زیبا تشکر میکنم
شرمنده که بخاطر خدمت مقدس آشخوری نمیتونم بهتون سر بزنم
امروز فقط تونستم بیام کامنتای زیبای شما عزیزان رو بخونم
ان شاالله وقتی مرخصی اومدم به همتون سر میزنم
بازم ممنون
راستی صدرنشینی اس اس مبارک
غول اسیا دوباره بیدار شده
فعلا بای
![]()
بي تو، مهتاب شبي، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم. شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم. شدم آن عاشق ديوانه كه بودم. در نهانخانه جانم،گل ياد تو، درخشيد، باغ صد خاطره خنديد، عطر صدخاطره پيچيد
يادم آمد كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم، پر گشوديم و درآن خلوت دل خواسته گشتيم. ساعتي بر لب آن جوي نشستيم. تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت. من همه، محو تماشاي نگاهت. آسمان صاف و شب آرام، بخت خندان و زمان رام، خوشه ماه فروريخته در آب. شاخه ها دست برآورده به مهتاب. شب وصحرا وگل وسنگ، همه دل داده به آواز شباهنگ. يادم آيد، تو به من گفتي: «از اين عشق حذر كن! لحظه اي چند بر اين آب نظر كن، آب،آيينه عشق گذران است، تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است، باش فردا،كه دلت با دگران است! تا فراموش كني،چندي از اين شهر سفر كن!» با تو گفتم: «حزر كن از عشق!؟ ندانم، سفر از پيش تو؟ هرگزنتوانم، نتوانم! روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد، چون كبوتر، لب بام تو نشستم، تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم...» اشكي از شاخه فرو ريخت، مرغ شب، ناله تلخي زد و بگريخت. اشك در چشم تو لرزيد، ماه بر عشق تو خنديد! يادم آيد كه: دگر از تو جوابي نشنيدم، پاي در دامن اندوه كشيدم. نگسستم، نرميدم. رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهاي دگر هم، نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم، نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم... بي تو،اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!
وقتی رفتم سربازی
توی اون پادگان ناز نازی
هیشکی نفهمید که چه حالی دارم
از خوشحالی کلامو نگه می دارم
روزا پشت سر هم اومدندو رفتند
دل منو از رویاهام می کندند
آخ که چه آشی داره اینجا
چه آشپزی ناشی داره اینجا
دلتنگم و از همه جا بریده
روح من از پادگانم پریده
کاشکی تموم شه زود این دو سال
آهای پسر دووم بیار هی ننال!!!!
"زندگی جیره مختصری است
مثل یک فنجان
چایو کنارش
عشقمثل یک حبه
قند ...
نوش جان
باید کرد "۱
من دوست دارم با عشق نوش جان کنم
اما ...
پزشکان مردم را از خوردن قند منع می کنند !!!
می گویند بیماری می آورد ..
راست می گویند ..
شاید عشق هم نوعی بیماری است ...
اما آنها نمی داند
که آدمی بر چیزی که منع می شود
حریص تر می گردد !

چه جوري ميشه به دنبال يه بي نشونه گشت؟دنبال خاطره ي روزاي عاشقونه گشت؟
چرا بايد وقتي خونه ي دلت متروكه واسه در زدن بازم دنباله يه بهونه گشت؟
امشبم ميون اين خاطره هاي سردم بي رمق دنبال اون حادثه اي ميگردم
كه نفهميدم كي و كجا تو رو ازم گرفت دست تو جدا شد و نگاهتو گم كردم
چه جور يه قلب پاره پاره گشت؟ توي اسمون ابري ، دنبال ستاره گشت
وقتي راه نداره چشمام به حريم قلب تو چه جوري ميشه پي يه فرصت دوباره گشت؟؟؟
خيلي خوب ....خيلي زود تبديل شد به خيلي بد
خيلي زود .
هيچ كس چيزي به من نگفت و به همين دليل هيچ وقت سر در نياوردم
كه خيلي خوب چقدر زود تبديل مي شود به خيلي بد .
آفتاب.... تبديل شد به سايه . به باران
شور و شوق .... تبديل شد به درد به اشك
ترنم ترانه هاي عاشقانه جايش را داد به سر دادن سرودهاي غم انگيز
خيلي زود.
با " تا ابد " شروع شد
و ابد تبديل شد به گاهي به هيچ وقت
و " مرا دوست داشته باش " تبديل شد به " جايي هم در قلبت براي من در نظر بگير "
خيلي زود .
خيلي خوب .... زودتر از آن كه فكر مي كرديم تبديل شد به خيلي بد
خيلي زود .
اگر هيچ كس به تو نگفته باشد حالا ديگر بايد بداني
كه خيلي خوب . خيلي زود تبديل مي شود به خيلي بد .
خيلي زود ..... خيلي زود

دفترم را باز میکنم،اولین صفحه حکایت از رفتنت دارد،
به صفحات دیگر نگاه میکنم ،صفحات دفتر را از نبودنت ،از غم دوریت
از چشم انتظاریم و امید به بازگشت پر کرده ام، تنها یک برگ
سفید باقی مانده،برگی که فقط برای امدنت باقی گذاشته ام ! فقط برای آمدنت

اى پرنده مهاجر
سفرت سلامت اما؟
به كجا ميرى عزيزم
قفسه تمام دنيا
روى شاخه هاى دورى
چه خوشى داره صبورى
وقتى خورشيدى نباشه
تو هميشه سوتو كورى









كد لوگوي من
موزيك